خلاصه یه خطی رمان‌های مشهور جهان

این روزها که خیلی از افراد حال و حوصله خوندن رمان‌های چند صد صفحه‌ای رو ندارن، شاید بهتر باشه که خلاصه یه خطی رمان‌های مشهور جهان رو هم تهیه کنیم تا با خوندن همون یه جمله بدونیم فلان رمان مهم چه حال و هوایی داره. در این مطلب که ترجمه دو تا کمیک انگلیسی هست، با درون‌مایه رمان‌های مشهور جهان تنها در یک جمله آشنا می‌شیم. تا نظر شما چی باشه؛ به نظر من که خوندنش خالی از لطف نیست...

خلاصه یه خطی رمان‌های مشهور جهان

جنگ و صلح (لئو تولستوی)
همه ناراحتن و برف هم میآد.

خوشه‌های خشم (جان اشتاین‌بک)
کشاورزی کار چرتیه. سفر جاده‌ای! سفر جاده‌ای هم خیلی چرته.

دون کیشوت (میگل سروانتس)
یه بابایی به آسیاب بادی حمله می‌کنه. اون یه کمی هم خل وضعه.

خورشید همچنان می‌تابد (ارنست همینگوی)
نسل گمشده مست می‌کنه. این نسل هنوزم خودش رو گم کرده.

موبی‌دیک (هرمان ملویل)
آدمیزاد در برابر نهنگ. نهنگ میبره.

اولیس (جیمز جویس)
شهر دوبلین، یه چیزی، یه چیزی، یه چیزی، جمله‌های بی سر و ته.

خلاصه یه خطی رمان‌های مشهور جهان

اُدیسه (هومر)
کهنه سربازهای جنگ برای همیشه به خونه برمی‌گردن و همه رو می‌کشن.

والدن (هنری دیوید ثورو)
یه بابایی دو سال بیرون خونه و تو جنگل زندگی می‌کنه. هیچ چیز خاصی هم اتفاق نمی‌افته.

جنایت و مکافات (فیودور داستایفسکی)
قاتل عذاب وجدان داره. اعتراف می‌کنه و میفته پشت میله‌ها. حالا حسش بهتره.

بـِیُوولف (نویسنده‌ای ناشناس)
قهرمان هیولا رو می‌کشه. بله، بله، اژدها هم هیولا رو می‌کشه.

دوزخ (دن براون)
همه جهنم فرو می‌ریزه.

از اونجایی که ممکنه این خلاصه یه خطی رمان‌های مشهور جهان براتون کافی نباشه، با زدن روی اسم هر کتاب و دنبال کردن پیوند، می‌تونین اطلاعات بیشتری در ویکی‌پدیا پیدا کنین.

اگه هر کدوم از این کتاب‌ها رو قبلا کامل کامل خوندین، می‌تونین خلاصه یه خطی خودتون رو تو بخش نظرات بنویسین. چشمک